سریال های کره ای جدید سریال های کره ای جدید
سریال تو کی هستی+روزگار شاهزاده
سریال های کره ای 2009 اینجاست!
کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی
طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سازه های موثر بر رفتار فحلی
 

سازه های موثر بر بروز رفتارهای فحلی در گاو
محمد جواد ضمیری
استاد بخش علوم دامی، دانشگاه شیراز

 چکیده:
تشخیص ماده گاوهای فحل از سوی انسان، هم چنان یکی از مشکلات اساسی در گاوداری هایی است که برای بارور کردن ماده گاوها، تلقیح مصنوعی را به کار می برند و یا جفتگیری کنترل شده دارند.
داشتن روش های موثر و اقتصادی تشخیص فحلی در گاو، نیازمند شناخت کامل تغییرهای رفتاری و فیزیولوژیک ماده گاو در طول چرخه فحلی است. پراکنش در بروز رفتارهای فحلی بین گاوهای مختلف و هم چنین در خلال چرخه های پی در پی هر گاو، این فرایند را پیچیده می سازد. در این مقاله، بسیاری از سازه های بیولوژیک و محیطی مورد توجه قرار گرفته اند که بر شدت و طول دوره بروز رفتار های فحلی گاوهای اهلی، تاثیر می گذارند.
واژه های کلیدی: گاو، تشخیص فحلی، چرخه فحلی و رفتارهای فحلی

Factors Influencing Estrous  Behavior in Cattle
Zamiri,M.J.
Prof., Dept. of animal Science, College of Agriculture, Shiraz University

Summary
The rate of estrus detection in dairy herds is low. the development of efficient methods of estrus detection techniques for use in cattle depends on a thorough understanding of the physiology and behavior during the estrous cycle. many factors affect the manifestation of sexual behavior during the cycle. Social interactions, management factors, environmental factors, and physiological status are amongst many factos that are discussed in this paper.
 Key words: Cattle , Estrous behavior , Heat ,Heat detection

 


مقدمه:
بی حرکت ایستادن و اجازه سواری دادن به گاو نر و یا یک گاو دیگر، اصلی ترین و مطمئن ترین نشانه فحلی، و بهترین شاخص است که نشان می دهد ماده گاو یا تلیسه، در گامه پیش از تخمک ریزی قرار دارد و آماده پذیرش جنسی است. شدت و طول دوره بروز رفتارهای فحلی در خلال چرخه فحلی، بین گاوهای مختلف، بسیار متغییر است. تعداد جفتگیری موفقیت آمیز با گاو نر، می تواند تا 20 بار نیز برسد. "برهم کنش اجتماعی"، سازه های مدیریتی، نوع ساختمانهای نگهداری و امکانات آن، محیط فیزیکی، تغذیه، سن، وضعیت فیزیولوژیکی، سازه های ژنتیکی، و بود یا نبود گاو نر در گله، بر بروز رفتارهای فحلی تاثیر می گذارند. هدف این مقاله ، بررسی جنبه های مهمتر این سازه ها، بر رفتار فحلی در گاو است.
بر هم کنش های اجتماعی(Social interactions)
بر هم کنش های اجتماعی، از جمله "چیرگی اجتماعی"(Social dominance)(چیره بودن بر دیگر افراد گله) بر بروز رفتارهای فحلی، تاثیر می گذارند. در تلیس هایی که به شکل گروهی نگهداری می شوند، برخی از تلیسه های فحل، سواری می گیرند. گاو های درشت جثه چیره، ممکن است از سواری گرفتن گاوهای زیردست(Subordinate)با جثه کوچک، جلوگیری کنند، هر چند که در برخی پژوهش ها، رابطه ای بین درجه اجتماعی(Social Rank) و بسامد سواری از نظر تعداد سواری داده شده و تعداد سواری گرفته شده، مشاهده نشده است. بر هم کنش های اجتماعی، بر زمان بندی بروز رفتار فحلی در گله و احتمالا بر ساز و کارهای فیزیولوژیک موثر بر فحلی، تاثیر می گذارند. در شرایطی که فحلی در گاوهای گله همزمان شده بود، درجه اجتماعی گاوهای چیره، اثر بسیار شدیدی بر طول دوره فحلی و نیز تعداد گاوهایی داشت که در هر زمان معین، فحل بودند. زمانی که اقدام به همزمان سازی فحلی در گله می شود، ماده گاوها، تمایل به تشکیل گروه هایی دارند که انها را "گروه فعال جنسی"(Sexuall Active Group)می نامند. جابجایی گاو ها در این گروه ها، اغلب بسیار زیاد است و اعضای گروه، پیوسته، تغییر می کنند. عملکرد جنسی گاوهای نری که پیش از جفتگیری با ماده گاو ، سواری گرفتن و یا سواری دادن دیگر گاوها را مشاهده کرده اند، افزایش می یابد. با همزمان کردن فحلی، تعداد گاوهایی که در تشکیل " گروه جنسی فعال " شرکت می کنند، افزایش می یابد. همزمان شدن فحلی ماده گاوها، به طور طبیعی نیز اتفاق می افتد و بین گاوهای جوان تر، شایع تر است. پدیده همزمان شدن  فحلی در طبیعت نیز نشان می دهد، گاوهای فحل به گونه ای بر فحلی دیگر گاوهای فحل در گله، اثر می گذارند. متراکم شدن بروز فحلی، بین گاوهای اصطبل های جاور نیز رخ میدهد، به ویژه اگر امکان تماس حسی وجود داشته باشد. در گروه های جنسی فعال، ماده گاوها، گاوهای ماده ویژه ای را به عنوان شریک جنسی،(Sexual partner) بر می گزینند و این تمایل، در گاوهای مسن تر بیشتر دیده می شود. ماده گاوها ، جذابیت جنسی کمتری برای دیگر گاوهای گروه دارند اما بندرت به سوی آنها می روند و یا  در زمان فحلی تمایل به سواری گرفتن دارند. برخی گاوها، درست بر عکس این رفتار را نشان می دهند.
سازه های مدیریتی
تشخیص فحلی، یکی از مهمترین نگرانی های گاوداریهایی است که علاقه مند به بکارگیری تلقیح مصنوعی هستند. دقت  و کارایی مشاهدات مستقیم، به بسامد مشاهدات، طول دوره هر مشاهده، و زمان بندی دوره های مشاهده، بستگی دارد. برای افزایش کارآیی تشخیص فحلی، می توان از روش همزمان سازی فحلی، بهره گرفت. بسامد بروز فحلی و طول دوره فحلی، کاملا متغییر بوده است و از این نظر، بین گاوهایی که فحلی طبیعی داشتند و آنهایی که با پروستاگلاندین همزمان شده بودند، تفاوتی دیده نشده است. در گاوهای کوهان دار در مکزیک، طول میانگین دوره فحلی در حالت طبیعی و در گاوهای همزمان شده با پروستاگلاندین به ترتیب، 3/15 و 3/13 ساعت و در تلیسه ها 7/21 و 8/19 ساعت بود. کارایی تشخیص فحلی در روش PRID و ایمپلاتست پروژسترون تقریبا برابر با 70 درصد ولی برای روش پروستاگلاندین، 44 درصد بود. مطالعه گاوهای اروپایی نشان داده است که تراکم دام درواحد سطح موجب افزایش بسامد و برهم کنش های جنسی بین ماده گاوها می شود. گاوهایی که در اصطبل نگهداری می شوند نسبت به آنهایی که در مراتع هستند، در هر دوره فحلی، سواری بیشتری می دهند. در مرتع ، زمان بیشتری صرف چرا می شود و از این رو، زمان کمتری برای بروز برهمکنش های رفتاری وجود دارد. نوع مواد بستر نیز می تواند بر بسامد رفتاری فحلی اثر داشته باشد. سطوح لغزنده، تاثیر نامطلوبی بر بروز فحلی دارند. سواری گرفتن گاوهای فحل روی سطوح چوبی بیشتر از سطوحی است که با کاه پوشیده شده اند(به ویژه، برای گاوهای مسن تر) و برای سطوح سیمانی بیشتر از خاکی است.برخی پژوهشگران، نشان داده اند که سطوح بتونی، به میزان زیادی بسامد سواری دادن و طول دوره فحلی را نسبت به سطوح خاکی، کاهش می دهند.زمانی که مشکلات سم در گله شایع تر باشد، تفاوت بین سطوح بتونی و خاکی از نظر بسامد سواری، به مراتب بیشتر است. سروصدای بلند از دیگر سازه هایی است که فعالیت سواری دادن را کاهش می ده، به ویژه اگر صدا نا منظم و غیر عادی باشد. سقف های کوتاه ساختمان، عمق زیاد گل ولای، در انتظار زمان شیردوشی و تغذیه (شرطی است) بودن نیز بسامد سواری دادن را کاهش می دهند.
سازه های محیطی
سازه های محیطی، بر فعالیت های جنسی و بازدهی تولید مثل گاو، تاثیر می گذارند. حتی "فاز ماه"(Lunar phase) می تواند بر فعالیت فحلی تاثیر داشته باشد. در اواخر پاییز و اوایل زمستان رفتار فحلی، در مقایسه با تابستان، کمتر، و چرخه های فحلی نا منظم و تعداد روزهای باز در ماه های زمستان بیشتر گزارش شده است. تداوم دمای محیطی بالا، موجب کوتاه شدن دوره فحلی و کاهش شدت فحلی در گاوهای شیری می شود. انتقال گاوهای اروپایی به نواحی نیمه گرمسیری و گرمسیری موجب کوتاه شدن طول دوره فحلی شد که ناشی از تاثیر تغییرات تغذیه ای، آب و هوا، و انگل ها بر تولید مثل است. در حالی که نزادهای کوهان دار، در ماههای گرم سال، رفتارهای فحلی بیشتری را نشان می دهند، در گاوهای اروپایی، هوای سرد(اگر زیاد شدید نباشد) تاثیر مهاری کمتری بر بروز فحلی دارد تا هوای گرم. در ماههای تابستان، طول دوره فحلی ماده گاوهای هولشتن(لا ضریب چاقی لاغری6/2)، در محیط کاملا خنک(16 ساعت) بیشتر از محیط  نسبتا خنک(5/11 ساعت) بود. برخی گزارش ها حاکی از این هستند که فحلی، هنگام شفق و در ساعت های روشنایی، اغاز می شوود در حالی که برخی گزارش ها می گویند که بیشترین فعالیت سواری، هنگام عصر و شب، رخ می دهد. این در حالی است که برخی پژوهشگران تفاوتی در بسامد فعالیت جنسی بین روز و شب مشاهده نکردند. بیشتر یافته ها درباره گاوهای کوهان دار، نشان می دهند که احتمال بروز رفتارهای فحلی، در ساعات های تاریکی و یا ساعت های آغازین صبح، بیشتر است. شدت رفتار فحلی، تحت تاثیر زمانمی از شبانه روز است که فحلی آغاز می شود. فعالیت جنسی گاوهایی که فحلی آنها در صبح اغاز شده بود، نسبت به انهایی که در عصر آغاز شده بود، بیشتر بود_4/11 سواری در ساعت در برابر6/7). سازه های دیگری مانند باد شدید، باران شدید و رطوبت زیاد نیز موجب کاهش فعالیت های حرکتی وابسته به فحلی می شوند.
تغذیه
سازه های تغذیه ای می توانند موجب مهار چرخه تخمدانی شوند اما بطور کلی، تا زمانی که چرخه های تخمدانی، طبیعی باشند، تاثیری بر چگونگی بروز فحلی ندارند. افزایش و یا کاهش شدید مقدار خوراک گاوهای گوشتی، شروع فحلی پس از زایش را در مقایسه با گاوهایی که وضعیت بدنی متوسط تا خوبی داشتند، به تاخیر انداخت. کمبود شدید پروتئین موجب بروز ناهنجاریهای تولید مثلی و تغذیه با مقادیر زیاد پروتئین، موجب تاخیر در بلوغ و افزایش تعدا روزهای باز در گاوهای شیری می شود. کمبود ویتامین A، موجب تاخیر در بلوغ می شود. در بسیار موارد، تعادل انرژی تاثیر به سزایی بر از سرگیری چرخه های تخمدانی پس از زایش دارد، به گونه ای که تعادل منفی انرژی بروز فحلی پس از زایش را به تاخیر می اندازد. تعادل منفی انرژی و یا چاقی زیاد تلیسه ها تاثیری بر طول دوره فحلی نداشت. تغذیه تلیسه ها با جیره هایی که 80، 100 و 120 درصد نیازهای انرژی و پروتئین را تامین می کرد نیز تاثیری بر طول دوره فحلی و فعالیت های سواری آنهانداشت. کمبود مینرال ها نیز بر تولید متل تاثیر می گذارد. کمبود فسفر، فحلی پس از زایش را به تاخیر می اندازد اما تغذیه جیره هایی که 73،138،246 درصد نیازهای فسفر تلیسه های شیری شیری را تامین می کرد. تاثیری بر طول دوره فحلی و بسامد سواری دادن، نداشت. کمبود کبالت، چرخه های فحلی را منظم می کند و کمبود منگنز، فحلی پس از زایش را به تاخیر می اندازد و اگر شدید باشد موجب قطع کامل چرخه های تخودانی می شود. کمبود بتاکاروتن نیز موجب کاهش شدت رفتارهای فحلی شده است.
سن و وضعیت فیزیولوژیکی گاو
گفته می شود که طول دوره فحلی تلیسه کمتر از گاو است اما برخی پژوهش ها تفاوت آشکاری در میانگین طول دوره فحلی تلیسه ها (5/5± 6/14 ساعت) و گاوهای مسن تر را(4/4±1/15 ساعت) ندیدند. شدت رفتار فحلی با افزایش سن افزایش یافت (5/5 سواری بیش از نخستین ابستنی تلیسه ها، 3/6 سواری در تلیسه های زایش اول ، و 9/7 سواری در گاو های مسن تر) و گاوهای مسن تر، در آغاز دوره فحلی، نسبت به گاوهای جوان تر، فعالیت سواری بیشتری را نشان دادند. تعداد سواری گرفتن از تلیسه ها و گاوهای فحل، کاملا متغییر است;تعداد سواری در گاوهای شیرده، بین 3-140 و در تلیسه ها، بین 3-225 بار متغییر بود تمایل به تشکیل "گروههای جنسی فعال" با افزایش سن، کاهش می یابد و ترکیب گروه های جنسی فعال ممکن است کاملا متفاوت باشد. در مقایسه با گاوهای مسن تر، تعداد گروه های فعال جنسی در تلیسه ها، کمتر اما تعداد افراد در هر گروه، بیشتر بود."گروه های فعال جنسی" که کمتر از 6 عضو داشتند، ناپایدارتر بودند و گاوها تمایل بیشتری به شرکت در گروه هایی داشتند که پیشینه آشنایی با آنها را داشتند. با پیشرفت دوره فحلی ، تغییراتی نیز در فعالیت جنسی دیده می شود. سواری دادن یا گرفتن در چند ساعت آغازین دوره فحلی واقعی، بیشتر است و سپس به تدریج، کاهش می یابد. شیردهی و یا حضور گوساله، موجب تاخیر در آغاز چرخه فحلی می شود و رفتار فحلی را مهار می کند. در سه ماه اول پس از زایش، میانگین تعداد سواری های داده شده یا گرفته شده به ازای هر ماده گاو و در هر دوره فحلی، با هر نوبت فحلی پس از زایش افزایش یافت. در فعالیت های سواری دادن و یا گرفتن، در 98 درصد موارد، حداقل یکی از گاوها، فحل بود و در 71 درصد موارد، هر دو گاو فحل بودند. در گاوهای اروپایی، نزدیک به 6درصد گاوهای آبستن، در فعالیت های سواری شرکت می کنند. این رقم در گاوهای زیبو، کمتر از 2 درصد است. فعالیت سواری گاوهای آبستن، اغلب به 100 روز نخست آبستنی، محدود می شود که غلظت استروژن خون معمولا پایین است. گاوهای اروپایی، اغلب در مرحله پرواستروس و مت استروس، تمایل به سواری گرفتن دارند اما گاوهای براهمن در این مراحل، هم سواری می دهند و هم سواری می گیرند.استرس موجب کاهش طول دوره فحلی و یا مهار آن می شود. انتقال گاوهای زیبو به مراتع جدید و یا محصور کردن آنها در اصطبل، فعالیت فحلی آنها را کاهش می دهد. توفانهای موسمی گرمسیری نیز تاثیر همانندی دارند. تزریق 320 واحد بین المللی ACTHدر مرحله پرواستروس، موجب تاخیر در بروز فحلی و کاهش طول دوره فحلی در تلیسه ها شد. اینفیوژن کورتیزول در مرحله پرواستروس به تلیسه ها برای 90 ساعت، به طور کامل موجب مهار سرژLH و رفتار فحلی شد  بدون این که تاثیری بر غلظت پلاسمایی استرادیول داشته باشد. یکبار تزریق کورتیزول (تا 200 میلی گرم) به تلیسه های تخودان برداری شده ای که استرادیول دریافت کرده بودند، تاثیری بر ویژگی های فحلی نداشت. یک تزریق 4 میلی گرمی دگزامتازون به چنین تلیسه هایی، درصد تلیسه های فحل را کاهش داد اما تاثیری بر رفتار فحلی تلیسه هایی تداشت که فحلی نشان دادند. افزایش غلظت استرادیول موجب سرژ گونادوتروپین ها و بروز فحلی می شود اما رابطه مستقیمی بین غلظت استرادیول و یا پروژسترون با شدت رفتارهای فحلی دیده نشد. از سویی، کاهش غلظت پروژسترون و افزایش استرادیول موجب تحریک فعالیت جنسی در مراحل پایانی دوره فحلی شد. گاوهایی که دوره فحلی طولانی تری داشتند، نرخ آبستنی بالاتری نیز داشتند. شدت رفتارهای فحلی تاثیری بر نرخ آبستنی نداشت اما افزایشی برابر 12 درصد در نرخ آبستنی نیز برای گاوهایی گزارش شده است که فعالیت جنسی آنها در فحلی پس از زایش، بیشتر بود.
سازه های ژنتیکی
طول دوره فحلی و شدت رفتارهای فحلی، تفادت هایگونه ای و ژنتیکی نشان می دهند. دامنه طول دوره فحلی (پذیرش جنسی) ماده گاوهای اروپایی بین 4 تا 48 ساعت(میانگین هایی بین 6/13 و 3/19 ساعت) و میانگین آن در گاوهای هندی (کوهان دار) 8/0± 7/6 ساعت (انحراف معیار) گزارش شده است. تفاوت هایی از نظر شدت رفتار فحلی بین گاوهای اروپایی و هندی نیز گزارش شده است. گاوهای براهمن در هر ساعت دوره فحلی، به طور متوسط یکبار سواری دادند در حالی که این رقم برای گاوهای شاروله 8/2 بود. شدت رفتارهای فحلی گاوهای براون سویس، کمتر از نژاد های شیری دیگر بود و بطور کلی، نژادهای تیره رنگ نسبتبه گاوهای دارایموهای سفید یا قرمز، شدت فحلی بیشتری نشان دادند. به طور کلی، شدت رفتارهای فحلی در گاوهای مناطق گرمسیری، کمتر است و رفتارهای شدید فحلی تنها در 30 - 20 افراد گله گزارش شده است. ضریب وراثت پذیری شدت رفتارهای فحلی، پایین است(21/0) که نشان می دهد چرا دخترا هر گاو نر، شدت فحلی، متفاوتی دارند.
اثر گاو نر
در ساعت های آغازین روز، گاوهای نر در گروه های "نا هم جنس"،از نظر جنسی فعال تر هستند. در این ساعت ها، طول دوره فحلی گاوهای ماده نیز بیشتر است. الگوی فعالیت جنسی گاوهای نر در برابر همان ماده گاوهای فحل، نیز متفاوت است. اگر چه حضور گاو نر تی زر (Teaser)موجب بهبود فرایند تشخیص فحلی در گاوهایی می شود که فحلی طبیعی دارند، اما این اثر در گاوهایی که با روش های هورمونی همزمان شده اند، دیده نشده است. گاوهای تی زر، در بیشتر موارد تنها از برخی گاوهای فحل همزمان شده، سواری می گیرند و به برخی از آنها نیز توجه نمی کنند. حضور گاو نرف زمان اولین تخمک ریزی و فحلی پس از زایش را تحت تاثیر قرار می دهد و موجب کاهش برهم کنش بین ماده ها و نیز از هم گسیختگی "گروه های جنسی فعال" می شود. تفاوت های موجود در رفتارهای جنسی بین گاوهای نر، بر کاربرد آنها برای تشخیص فحلی، اثر می گذارد. در حالی که یک گاو نر پس از از 50 ساعت نزدیک به 30 درصد از ماده گاوهای فحلی را شناسایی کرده بود، گاو نر دیگری پس از 60 ساعت، نخستین سواری خود را انجام داد. جفتگیری با گاو نر و یا تلقیح مصنوعی، موجب کوتاه شدن طول دوره فحلی می شود. تحریک سرویکس، موجب آزاد سازی اکسی توسین می شود که احتمال می رود ، سازه فیزیولوژیکی برای کاهش طول دوره فحلی باشد

اثرات پروتئین در گاو شیری

اثرات پروتئین و انرژی مصرفی بر تولیدمثل در گاوهای شیری
بهاره طاهری، کارشناس ارشد دامپروری

مقدمه
تغذیه بعد از زایش، زمانیکه تولید شیر گاوهای شیری افزایش می یابد، می تواند عملکرد تولیدمثلی و به دنبال آن سودبخشی گله را تحت تأثیر قرار دهد. بطور کلی، افزایش نیازهای متابولیکی تولید بالا بهمراه نیاز های تولیدمثلی و سلامت، اثر متقابل بین تغذیه و تولیدمثل ( خصوصاً بعد از زایمان ) را به یک موضوع مهم در صنعت گاو شیری تبدیل کرده است. تحقیقات اخیر، نقش مهم تغذیه را در تولیدمثل تأیید کرده اند، و در بیشتر حالات، کمبودهای غذایی شدید باعث مشکلات و بیماریهای تولیدمثلی شده است. همچنین، مکانیسم تغذیه ای که بر روی عملکرد تولیدمثلی تأثیرگذار است، بسیار پیچیده بوده و به طور واضح قابل تشخیص نمی باشد. با این وجود، نقش فاکتورهای غذایی مانند پروتئین و یا تعادل انرژی، و مکانیسم عملکردشان بر تولیدمثل، در سالهای اخیر، بیشتر شناخته شده است.
نقش پروتئین در تولیدمثل
به منظور افزایش تولید شیر و افزایش درآمد، تولیدکنندگان شیر سعی می کنند که مصرف غذا را ، خصوصاً در دوره ابتدای پس از زایمان، حداکثر کنند و از آنجا که، جیره های حاوی پروتئین بالا، در کل ، طعم بهتری داشته و مصرف غذا را افزایش می دهند، اغلب تولیدکنندگان، بیش از نیاز گاوها در طول این دوره، به دامهایشان پروتئین می خورانند. این جیره های غذایی با میزان پروتئین بالا، می توانند بازده تولیدمثلی را کاهش دهند. در بیشتر مطالعات، افزایش پروتئین خام جیره را، دلیل افزایش زمان تا اولین تخمک گذاری بعد از زایمان و افزایش تعداد سرویس ها به ازاء هر آبستنی و یا تعداد روزهای باز می دانند. به عنوان مثال، تحقیقات انجام شده در دانشگاه اورگان نشان داده است که گاوهایی که با پروتئین بیش از حد تغذیه شده اند ( بیشتر از 10-15 درصد نیازهای بالا ) ، تعداد سرویس بیشتری به ازاء هر آبستنی نیاز داشتند و در نتیجه فاصله گوساله زایی طولانی تری را نشان دادند. با این وجود، برخی تحقیقات دیگر، اثرات زیان آور سطوح بالای پروتئین مصرفی را بر تولید مثل نشان نداده اند. تناقض های مشاهده شده در مطالعات و تحقیقات مختلف، می تواند بدلیل منبع پروتئینی جیره مورد استفاده بجای کل پروتئین خام جیره باشد. برخی محقیقین معتقدند که افزایش پروتئین خام جیره، لزوماً با میزان آبستنی ارتباط نخواهد داشت. علاوه بر آن، کل پروتئین خام جیره، عمل متقابل بین تولیدمثل و پروتئین مصرفی را به میزان کافی شرح نمی دهد. بطورکلی مواد پروتئینی در بخشهای تجزیه پذیر پروتئینهایشان متفاوتند. به عنوان مثال دو جیره حاوی 18 درصد پروتئین ممکن است در میزان پروتئین قابل تجزیه و غیرقابل تجزیه در شکمبه متفاوت باشند. عدم تعادل در منبع و نیاز برای پروتئین قابل تجزیه و غیرقابل تجزیه در شکمبه، هر یک ممکن است تولیدمثل را تحت تأثیر قرار دهند.
به منظور شرح چگونگی اثر منفی مصرف بیش از حد پروتئین بر باروری، 3 فرضیه کلی ارائه شده است:
1
ـ محصولات فرعی سمی متابولیسم نیتروژن از شکمبه (آمونیاک) و کبد (اوره) ممکن است به اسپرم، تخمک و یا ابقای جنین تازه، زیان برسانند.
2
ـ عدم تعادل در انرژی و پروتئین فراهم شده، ممکن است بازده تولیدمثلی را تحت تأثیر قرار دهد.
و 3ـ محصولات فرعی نیتروژن یا مصرف انرژی، ممکن است ترشح گنادوتروپین و یا هورمون پروژسترون را تغییر دهد. ( پروژسترون برای توسعه فولیکولی، عبورجنین در طول لوله رحم تا رسیدن به رحم و بطور کلی در ابقاء آبستنی مهم می باشد). این تأثیرات، ممکن است بطور منحصر بفرد و اختصاصی، همزمان با هم و یا با همکاری هم و بطور سینرژیک اتفاق بیفتند. همچنین، مقدار و منبع پروتئین نیز می تواند پروژسترون را متأثر سازد. امکان دارد که در مقادیری از پروتئین خام جیره که نیاز شکمبه را برای پروتئین قابل تجزیه افزایش می دهد، کاهش در غلظت پروژسترون اتفاق بیفتد. با این وجود، اثر مصرف پروتئین بر میزان پروژسترون نیاز به مطالعات بیشتری دارد و عواملی مانند، کل انرژی مصرفی و منبع پروتئین نیز باید مورد آزمایش قرار گیرند.
بدلیل تشابه تغییرات هورمونی در گاوهای تغذیه شده با جیره های حاوی پروتئین خام بالا، با آنچه که در گاوها در اثر کمبود انرژی اتفاق می افتد، بسیاری از این آثار ممکن است ناشی از اثر متقابل با انرژی بجای اسیدهای امینه یا محصولات فرعی نیتروژنی از متابولیسم شکمبه باشد. جیره های با پروتئین بالا یا جیره های حاوی پروتئین قابل تجزیه بیش از حد، می توانند تعادل منفی انرژی را با افزایش تولید شیر شدت دهند.
بطورکلی اثرات پروتئین غذا بر باروری بسیار پیچیده بنظر می رسد، فاکتورهای مختلفی مانند سن، انرژی، پروتئین غیرقابل تجزیه در شکمبه و سلامتی رحم ممکن است واکنش به تغییرات پروتئین مصرفی را تحت تأثیر قرار دهند. به منظور حداقل کردن زیانهای اقتصادی تغذیه غیرمؤثر پروتئین بیش از حد، بر روی تولید و تولیدمثل، جیره ها باید برای تأمین مقادیر مناسبی از پروتئین قابل تجزیه و غیرقابل تجزیه در شکمبه، تهیه شوند. به عنوان مثال، برای گاوهای پر تولید و گاوهایی که در ابتدای شیردهی هستند، 35 درصد پروتئین خام باید بصورت پروتئین غیر قابل تجزیه در شکمبه باشد. پس جایگزین کردن برخی منابع پروتئینی عبوری، خصوصاً در جیره هایی که بر اساس یونجه (زیرا پروتئین یونجه بسیار تجزیه پذیر است) تهیه می شوند، نیاز است.
نقش تعادل انرژی در تولیدمثل :
انرژی مصرفی می تواند یکی از مهمترین عوامل تغذیه ای مؤثر بر تولید گاوهای شیری باشد. انرژی مصرفی ناکافی در تلیسه ها و در گاوها در ابتدای شیردهی، عملکرد تولیدمثلی را کاهش می دهد. مصرف انرژی بیش از حد در اواخر دوره شیردهی و در دوره خشکی نیز می تواند مشکلات چاقی گاو را ایجاد کند که خود موجب کاهش بازده تولیدمثلی آنها در دوره شیردهی بعدی می شود. زمانیکه تلیسه ها با مقادیر ناکافی انرژی تغذیه شوند، دیرتر به سن بلوغ جنسی می رسند و چنانچه جیره هایی که دارای کمبود انرژی هستند به تلیسه هایی که دوره های فحلی طبیعی را شروع کرده اند، خورانده شود، ممکن است موجب توقف دوره فحلی آنها شود. گاوهای شیرده پرتولید نیز، در ابتدای دوره بعد از زایمان، ناتوان از مصرف غذای کافی به منظور تأمین نیازهای انرژی برای تولید شیر هستند. وقتی که موادغذایی مصرفی نتوانند نیازهای غذایی افزایش یافته برای تولید شیر را مرتفع سازند، تعادل منفی انرژی اتفاق می افتد. در این شرایط، نیازهای انرژی بطور ناقص و از طریق متابولیسم ذخایر بدن، مرتفع می شود که این امر نیز به نوبه خود منجر به کاهش وزن بدن و شرایط بدنی می گردد. متابولیسم بیش از حد ذخایر بدن با تصفیه چربی کبدی بعد از زایمان و کاهش عملکرد تولیدمثلی در گاوهای شیری پرتولید همراه می باشد. البته میزان و مدت زمان تعادل منفی انرژی در طول ابتدای دوره شیردهی، بیشتر به غذای مصرفی بستگی دارد تا به تولید شیر. مکانیسم هایی که همراه با غذای مصرفی ناکافی بعد از زایمان و در نتیجه آن تعادل منفی انرژی ، تولیدمثل را متأثر می سازند، هنوز بطور کامل شناخته نشده اند. با این وجود، برخی احتمالات وجود دارد که رابطه آنتاگونیستی بین متابولیسم بعد از زایمان و عملکرد تولیدمثلی را روشن می سازند.
هورمون لوتئیز کننده ( LH ) ، یک هورمون مهم و حیاتی است که به منظور دوباره برقرار سازی فعالیت تخمدان، رشد نهایی و بلوغ فولیکولهای تخمدانی، تخمک گذاری و ترشح تخمدانی پروژسترون مورد نیاز می باشد. کمبود انرژی شدید ممکن است ترشح LH را تغییر دهد و در نتیجه، توسعه فولیکولی و تخمک گذاری را به تعویق بیندازد. تعادل منفی انرژی در ابتدای دوره بعد از زایمان، ممکن است که به باروری پایین همراه با اثرگذاری منفی روی کیفیت فولیکولهای تخمدان، در طول دوره تولیدمثلی، منجر شود. بطور کلی، هر فولیکول، تقریباً 70 روز نیاز دارد تا کامل شود و بصورت تخمک آماده گردد. فولیکولهایی که با چنین شرایط نامطلوب انرژی روبرو می شوند ( تعادل منفی انرژی شدید در دوره ابتدایی بعد از زایمان)، در این مدت زمان تعیین شده (70روز)، آمادگی انجام وظایف خود را پیدا نمی کنند. گزارش شده است که فولیکولهای در حال رشد در گاوهایی که کاهش شدید وزن را در طول 3 تا 5 هفته بعد از زایمان، بخود دیده اند، فولیکولهای معیوبی هستند که در طول دوره تولیدمثلی ترشح پروژسترون را کاهش داده و باروری پایینی را ایجاد می کنند.
بر اساس مطالب بالا، مشخص می شود که تولید شیر، کمبود انرژی شدید و از دست دادن شرایط بدنی با فاصله تا اولین تخمک گذاری، همبستگی مثبت و با نسبت آبستنی به اولین سرویس، همبستگی منفی دارد. به این ترتیب که برای گاوها با تولید بالا، مدت زمان طولانی تری برای اولین تخمک گذاری بعد از زایمان لازم است، همچنین نسبت آبستنی به اولین سرویس و در کل باروری، در گاوهای پرتولید پایینتر است. بنابراین استراتژی های تغذیه ای که شروع تخمک گذاری بعد از زایمان را تسریع می بخشند، می تواند بر عملکرد تولیدمثلی اثر مثبتی داشته باشد. بطورکلی، برای کاهش شرایط بدنی از دست رفته و همچنین کاهش شدت تعادل منفی انرژی بعد از زایمان، به منظور افزایش باروری، راههای متعددی وجود دارد. دو راه رسیدن به حداکثر تراکم انرژی در جیره غذایی گاوهای شیری در ابتدای شیردهی ، عبارتند از :
1
ـ افزایش میزان کربوهیدرات غیر سلولزی جیره ( مثل ذرت با رطوبت بالا)
و 2ـ اضافه کردن چربی ( به عنوان مثال دانه کتان یا چربی عبوری )
افزایش کربوهیدرات غیر سلولزی جیره می تواند از طریق کاهش نسبت علوفه به کنسانتره و یا بوسیله تغذیه با غلات بیشتر، حاصل شود. هر چند که، جیره با مقادیر بالای غلات ممکن است منجر به اسیدوز و کاهش چربی شیر شود. از طرفی دیگر، ضمیمه کردن چربی به منظور افزایش تراکم انرژی جیره، می تواند غلظت کلسترول پلاسمای مورد نیاز برای سنتز پروژسترون را افزایش دهد،که در نتیجه منجر به توسعه باروری می شود. علاوه بر این، جیره گاوهای خشک، در طول اواخر دوره خشکی ( 2-3 هفته آخر )، باید به طور مناسب تنظیم شود تا اینکه گاوهای خشک، شرایط بدنی زیادی را از دست ندهند و دچار تعادل منفی شدید انرژی در هنگام زایمان نگردند.
با توجه به مطالب گفته شده، روشن است که تغذیه رابطه نزدیکی با تولیدمثل دارد. از طرفی دیگر نیز، به علت پایین بودن وراثت پذیری بیشتر صفات تولیدمثلی، پیشرفت ژنتیکی حاصل از انتخاب برای این صفات به کندی حاصل می شود و می توان گفت که در کل مدیریت (عوامل محیطی مؤثر ) خصوصاً تغذیه نقش بیشتری را در مقایسه با ژنتیک در بازده تولیدمثلی ایفا می کند. کمبودهای غذایی و فزونی یا نا متعادل بودن غذایی، همگی نشان داده اند که می توانند منجر به تغییرات تولیدمثلی شوند. و تنها مشکل اصلی نامشخص بودن میزان این افزایش، کمبود یا عدم تعادل می باشد که تولیدمثل راتحت تأثیر قرار می دهد. مطالعات و تحقیقات بیشتری بر روی گاوهای شیری پرتولید نیاز است تا نقش تک‌تک مواد مغذی و اثرات متقابلشان بر روی عملکرد تولیدمثلی روشن شود. در حال حاضر، بهترین توصیه، تهیه یک برنامه غذایی برای گاوهای شیری است که برای تمام مواد مغذی، بالانس شده باشد و تمامی نیازهای غذایی دام را برطرف کند. با این وجود، باید خاطر نشان کرد که تغذیه، تنها یکی از دلایل مشکلات و بیماریهای تولیدمثلی است. شرایط محیطی، تشخیص بموقع فحلی، زمان تلقیح مصنوعی و ذخیره و حمل اسپرم و رعایت اصول بهداشتی به هنگام زایش نیز می توانند عملکرد تولیدمثلی گله را تحت تأثیر قرار دهند. برنامه های تغذیه ای می توانند عملکرد ضعیف تولیدمثلی ایجاد شده با مدیریت ضعیف را اصلاح کنند

رد یابی عوامل وازدگی و تلفات اولیه در گاو گوشتی
ردیابی عوامل وازدگی وتلفات اولیه درگله گوشتی:

مقدمه :
     نحوه برخورد باتلفات اولیه مرغداریها ، ازمعضلات جـدی این حرفه است که بعضا“ باتبعـات ونتـایج حقوقی ودرگیریهای مربوط بدان نیـز همراه می شود . متأسفانه ، علیـرغم اهمیت این مقوله ، تاکنون کار مدون ومنظمی دراین زمینه،صورت نگرفته است.به دلیل ضرورت وجودیک راهنمای عملی ، برای قضاوت صحیح درمورد منشأ وعوامل تلفات ، مقاله حاضـربه عنـوان ورودومقدمه ای دراین موضوع ، تقدیم می گردد بدان امیدکه جزئیات فنی این مباحث به کمک اهل نظر،تفصیل وتعمیق بیشتری پیدا کند .
     روش شناسی :
     بیش ازهرچیزبایدمتدلوژی مناسبی برای تحقیق وبررسی موردنظرمان داشته باشیم.این متدلوژی بـایدبـه گونه ای تنظیم شـودکه حتی الامکان ، کلیه عـوامل دخیل درتلفات اولیه راپوشش دهـد.روش برگزیده  این مقاله تبارشناسی(دودمان پژوهی)خواهدبود. این متدلوژی منسوب به“نیچه” وبخصوص “ میشل فوکو ” فیلسوف معروف ومعاصرفرانسوی است . تفاوت این روش با روش تاریخ شناسانه آن است که درروش تـاریخی ، سابقه تـاریخی مسئله ازابتـدا به انتـها  مـرورمی شودحـال آنکه درروش تبارشناسی جستجو ازحال به گذشته سیرمی کند.یعنی ما گزارشی ازوضعیت موجود(ودراین مـورد از تلفات غیرعادی اولیه درگله ای معین ) داریم  . درمحل حضورمی یابیم وباروش تبارشناسانه ازوضعیت حال حاضر گله گوشتی گزارشی تهیه می کنیم .اگرصحت گزارش،دال برتلفات غیرعادی موردتأییدمان قرارگرفت ،آنگاه به ردیابی عوامل آن ازحـال به گـذشته می پردازیم وقدم به قدم به حـذف عوامل غیرمؤثربـرتلفات اقـدام می کنیم .هدف آن است که بتدریج حلقه محاصرة عامل یـا عـوامل اصلی را تنگتر ونهایتا“ آنها راشناسایی نمائیم .
     گام اول :  بررسی صحت وسقم گزارش
    پس ازحضوردرمحل،اولین کار،تحقیق صحت وسقم اصل گزارش است.بارها اتفاق افتاده که مرغدار  بدلیل عدم اطلاع کافی ازطبیعی بـودن درصدی ازتلفات اولیه ، یـا بدلایل دیگـر ، دروخـامت وضع گله  دانسته یاندانسته مبالغه کـرده است . میزان استاندارد یـا طبیعی تلفات اولیه ووازدگی گله درکشور ما تاسقف 3% تعیین شـده است .البته این رقم سالیانی طولانی است که مبنای قضاوت وداوری قرارگرفته وظاهرا“ بیش ازآنکه نوعی اتکـا بردلایل علمی داشته باشد، عمـدتا“ بدیل جنبه بخشنامه ای آن ملاک عمل قـرارمی گیرد. بـاتوجه به ارتقاء وضعیت بهداشتی مـرغـداریها وسـوادوآگـاهی مـرغـداران و تولیـدکنندگان جوجه ، شابسته است مقدمـات تجدید نظـرعلمی دراین رقم بـاتوجه به واقعیات جدید صنعت مرغداری فراهم گردد. نخستین گام دراین زمینه می تواند برآوردی واقعی ازآمار تلفات اولیه جوجه های تولید شده درسراسرکشورباشد.علی ایحال تاآنزمان،ناچاریم رقم 3% رامبنای کارقراردهیم
     مشکل دیگـر عدم توافق درمحـدوده زمانی تلفات است که اغلب 7 روز ذکـرشده ولی بعضـا“ ده روز راواقعی ترمی دانند وبندرت هم تا15 روز راملاک قرارمی دهند.دربخشنامه های اداری  تـأکید برتلفات هفته اول است ولی به نظرنگارنده اگرمنشأوازدگی وتلفات عواملی غیراز بیماریهای eggborn
( عفونت نـاف ـ سالمونلا وآسپرژیلوس ) بـاشد.محاسبه تلفـات هفتـه اول عــادلانه است چـون دراین شـرایط منحنی تلفات بین روزهـای 3و6 به اوج می رسدوسپس دفعتا“سقـوط می نمـاید.امـادرمورد بیماریهای egg born  داوری باید باتوجه به دوره کمون ودوره خودبیماری صورت گیرد.مثلا“درعفونت ناف ناشی ازآلودگی هجری این مدت تا10 روزاول ادامه داردودرموردسالمونلوز باتوجه به اینکه اوج تلفات درهفته دوم است حـداقل 15 روز بـایدملاک محاسبه باشد. درمـوردآسپرژیلوس های مادری هم درست است که اوج تلفـات درهفته اول متمـرکزاست ولی تلفات مراحل غیرحاد بیماری هم تا 15 و20 روزگی وبعضا“ بیشتر می تواند طول بکشدکه طبعا“ بایستی دربرآورد خسارات وارده، موردتوجه   قرارگیرد.
     نکته مهم دیگرآن است که دراین برآورد صرفا“نباید تلفات اولیه لحاظ گرددبلکه بایدوضع عمومی  گله، میزان جوجه های وازده،روند بهبودی وتلفات احتمالی گله درآینده هم موردنظر قرارگیرد ودر محاسبه نهایی اعمال گردد.
     گام  دوم : بررسی مشکلات مدیریتی
     چنانچه درگـام اول اصل وجودمشکل منتفی نگردید وموردتائیدواقع گشت،درگام دوم بایدوضعیت
مدیریتی گله بررسی شود.
    مهمترین عامل سوء مدیریت منتهی بـه تلفات ووازدگی ،آمـاده نبودن سالن درزمان تخلیه جوجه
می باشدکه خود شامل سردی سالن وتشنگی است.عـدم تامین حـرارت هفتـه اول فاکتـور بسیـارمهم تلفات اولیه است که به سرماخوردگی جوجه ها(باعلائم پژمردگی وتجمع،رسوب اورات وعفونت ناف) منجرخواهدشد.تشنگی دادن به جوجه ها نیزبه دهیدرا تاسیون ووازدگی می انجامدوهرچه مدت آن طولانی تـرشـود،وضع عمـومی گله وخیم تـر می شـود.مشکل تشخیص این عـوامل درعـدم همکاری
احتمالی مـرغـداردر دادن اطلاعـات است که می تـوان کمـابیش آنها را ازکالبـدگشایی تلفات ــ وضع موجودمدیریت ــ روندومنحنی تلفات وبررسی اطلاعات ثبت شده توسط خود مرغدار،بدست آورد.
     عامل مهم سـوء مدیریتی دیگرمسئله تغذیه است . عدم بالانس جیره حداقل درمراحل اولیه نمود
محسوسی در تلفـات نـدارد ولی مسموم بـودن دان و TVN بالای آن می تـواندبه افـزایش غیرعادی تلفات اولیه منجرشود.استاندارد TVN  برای دان کامل               وبرای پودرماهی                می باشد.
     آلودگی ثانویه دان وبسترباآسپرژیلوس هم ازمواردمشکل آفرین است که به افزایش تلفات ازروز 5و6بخصوص درهفته دوم منجرمی شود.دراین حال ندول های قارچی ازمواردegg born آسپرژیلوس  درشت ترواوج تلفات متمرکزدرهفته دوم است .دراین مواردبرداشت نمونه ازدان وبستر وارسال به آزمایشگاه برای ردیابی مسئله ، وتفریق ازدرگیریهای مادری ضرورت دارد.
     سایرمواردسوءمدیریت ازقبیل مشکلات تهویه، مشکلات بهداشتی وعـدم بالانس نسبی جیـره تأثیـر  خاصی بـرتلفات اولیه ندارندهرچندقطعا“ درسنین بـالاتـرعوارض وعواقب سوء آنها وضع عمومی گله رامتأثرخواهدکرد.نکته مهم دراین موردآن است که شدت وحدت وضعیت گله بـایدبا نـوع عاملی که برای آن قائل می شویم ، متناسب بـاشدومیزان تلفات وحدت مسئله بتواندعلی الاصول ازعامل مورد نظرما ناشی گردد.
     گام سوم : بررسی نحوه حمل
     چنانچه دروضعیت مدیریتی گله عاملی راکـه بتـواندوضع موجودراتوضیح دهـد نیافتیم ، درمرحله بعدی بایدپروسه حمل از بارگیری تاتخلیه جوجه بررسی شود .
      مشکلات ناشی ازحمل درگله دونموداساسی دارد: یکی تلفات غیرعادی داخل کارتن هـای جوجه و دیگــربیحالی جوجه های تخلیه شده ، طوری که جوجه ها سینه می زنندوتمایلی به تحرک وجستجوی آب ودان ندارند.
     درحمل ، مدت حمل ، نوع بسته بندی ، توقف توی راه وتجهیزات وسیله حمل مؤ ثرند.
     افزایش مدت حمل به بالای 24ـ 18 ساعت بـاعث دهیـدراته شدن جوجه ها می شود.هرچه جوجه ازمادرجوانتری تولیدشده باشد ، نسبت به افزایش این مــدت آسیب پذیرمی شـود.دراین حـال برای کنترل ابعادضایعه جوجه باید سریعا“ به آب ودان رسانده شود وازالکترولیت بـرای جبران آب ازدست رفته استفاده شود . مدت حمل به سادگی ازتفاضل زمان تخلیه وبارگیری بدست می آید .
     توقف میان راهی بدلیل خرابی فنی وسیله نقلیه یا استراحت راننده ،باعث واردشدن شوک حرارتی وتهویه ای به جوجه ها ،می شود،که تحقیق وقوع یــا عـدم وقـوع آن راه وروش متعــارفی نداردوبه میزان همکاری راننده دردادن اطلاعات بستگی دارد.
     حمل ونقل جوجه ها درفصول گرم وخاصه برای مسافت های دوربایدحتما“ دربسته بنــدیهای 80 قطعه ای وحتی درصورت لزوم کمترازآن صورت می گیرد تامشکل گرمازدگی وخفگی عارض نگردد. جوجه خفه شده درکالبدگشایی دارای ریه پرخون ونوک تیره( بدلیل آنوکسی ) می باشد. ضمنا“ تعداد کارتن هایی که بـرروی هم چیده می شودنبایداز4 تجاوزکندچــراکه درغیراین صـورت تهـویه کابین وتوزیع هوا دچارمشکل جدی می شود.بعلاوه مشکل مکانیکی روی کارتن های زیری ممکن است باعث فشاربه جوجه ها شود.
    ماشین حمل بـاید ازتجهیزات مناسب گــرمـایشی وســرمـایشی وتهویه ای برخوردارباشد.درعمل اکثریت قریب به اتفاق وسایل حمل درکشور، فـاقداین تجهیزات می باشند وازتهویه طبیعی ( بازکردن دریچه های هوا ) وبعضـا“ روشن کردن گـاز پیک نیکی بـرای تأمین گرما استفاده می کنندکه خوداین گاز بامصرف اکسیژن هوا وتوزیع غیریکنواخت گرما ، مسئله سازخواهد بود .
     گام چهارم : بررسی میزان دهیدراتاسیون درسالن انتظار
     چنانچه تلفات غیرعادی وبیحالی درجوجه های تخلیه شده وجودنداشت واین عامل هم ازمجموعه عوامل مؤثربرضایعات اولیه ووازدگی ، حذف گردید،ردیابی واردفازجدیدی می شود وآن خودجوجه کشی است .بررسی پروسه تولید جوجه را نیز بـراساس متـدلـوژی تبـارشنـاسـانه ازروز 21 شــروع می کنیم .
     نکته مهم روز21 آن است که جوجه به چه مدت درداخل سالن انتظار جوجه کشی مانده است ؟ مدت قابل قبول دراین مورد نبایداز15ـ12 ساعت تجاوز نمایدوگرنه جوجه دچاردهیدراتاسیون نسبی می شود.اگـراین جـوجـه بیشتراز24 سـاعت درسالن باقی بماندوبعـدازآن هم به نزدیکتـرین مقصـد بارگیری نشود،امکان تلفات اولیه بشدت افزایش می یـابـد.علی ایحال مجموع مـدت انتظار درسـالن و مـدت حمل نباید از36 سـاعت تجاوزنمایدوگرنه بروز مشکل حتمی است وطبیعتا“ هرچه براین مدت افزوده شود ، ابعاد مشکل افزایش خواهد یافت .
    یکی دیگرازعوامل دهیدراتاسیون درسالن انتظار، فقـدان رطوبت کافی این سـالن وگـرمای زیادآن است .میزان رطوبت لازم 75ـ70 درصدوحرارت مناسب24ـ 22   درجه است .فقدان شرایط اپتی موم باعث ناراحتی وسروصـدای غیـرعـادی جـوجـه ها می شود کـه هنگام ورودبه سـالن می تـوان آن را تشخیص داد.
     علی ایحال  کنترل شـرایط فیـزیکی سـالن انتظارومـدت انتظار ـ بخصـوص بـرای دست اندرکاران جوجه کشی ـ کارساده ای است که درردگیری مشکل مؤثراست .
    گام پنجم : بررسی کیفیت جوجه تولیدی
     بخشی ازمشکلات کیفی جوجه به گله مادروبخشی به جوجه کشی برمی گردد.
     درجوجه کشی حذف جوجه های درجه 2 ( ریزـ زمین گیرـ دهیدراته ـ فقدان چشم ـ منقـارمتقاطع وتورم وزخم ناف . . .) مهم است درمراجع ، میزان استاندارد جوجه های درجه 2 حدود1% عنوان شده ولی عملا“ ودرکشورما این درصدبیشتراست ودرگله های جونیـور ونیـزگله های پیر2% وبعضـا“ هم تا 3% می رسد.
     عامل اصلی وجود جوجه های دهیدراته ، پرت رطوبتی زیاد تخم مرغ در جریـان انکوباسیون است. دوروش برای محاسبه این افت وجوددارد .یکی محاسبه میزان Humdityloose  (رطوبت ازدست رفته)
باتوزین تخم مرغ های معین درسنین 1 و18 ، که این میزان درشرایط نرمال ومتعارف 13ـ12% است .
افزایش این درصد ،باعث دهیدراتاسیون ووازدگی،و کاهش آن موجب هیدراتاسیون وپـرآبی جـوجـه می شود که بنوبه خودباعث بسته نشدن نـاف وافزایش احتمال عفـونت نـاف می گردد .درهردوحـال تلفات اولیه ووازدگی گله افزایش می یابد.
     روش دیگر،محاسبه وزن تخم مرغ قبل ازست کـردن وجـوجـه تولیدی حاصل ازآن است درحالت استاندارد وزن جوجه بـایـد حـدودا“ 66%  وزن تخم مـرغ بـاشـد . درغیـراین صـورت بـاز یـا مشکل  دهیدراتاسیون داریم یاهیدراتاسیون .
     برای کنترل رطوبت ازدست رفته ،دردامنه استـاندارد ومتعـارف آن ، بایدمجموعه شرایط فیزیکی سیستم جوجه کشی ،ازسالن نگهداری تخم مرغ تاسـالن گـرید جـوجـه، تحت کنترل باشد . این شرایط برای قسمتهای مختلف سیستم درجدول زیرآمده است .
مکان سالن گرید تخم مرغ
ذخیره تخم مرغ
اتاق گاز
سالن ستر 
ستر
سالن هچر 
هچر سالن گرید جوجه سالن نگهداری جوجه
ماشین حمل
حرارت  18 27ـ20 24ـ22 5/37
(F5/99) 24ـ22 37    (5/98) 22  25ـ22
رطوبت 80ـ70 80ـ70 80ـ60 60ـ50 60ـ58
(86) 70ـ60 70
(87)  

نهایتا“ ضمن گام پنجم اگردیدیم مشکلی درسیستم جـوجـه کشی نداشته ایم و میزان حذف جوجه های وازده ومیـزان افت رطـوبت ووزن تخم مـرغ هم عـادی است ، مشکل بـایـد درشـرایط بهـــداشتی وبیماریهای egg born  باشد که ازطریق تخمدان مرغ های مادر یاآلودگی ثانویه سالن ها ودستگاههای
جوجه کشی عارض شده باشند .دراین موردسه بیماری اهمیت ویژه دارند :
     سالمونلوز که منشأ آن گله مادراست .درسطح بالینی علائم خاصی درگله مادردیده نمی شود. ( نه افت تولید ونه تلفات ) بیماری عمدتا“ ازطریق تخمدان ودرسالمونلاهای گروه تیفی موریوم ازطــریق آلودگی موادغذایی بوسیله جوندگـان وبخصـوص موش ،انتقـال می یابد .ولی درگله گــوشتی پس از گذشت دوره کمـون که 6ـ 5 روزاست ، آغــازودرهفته دوم با علائم اسهـال سفیدوپژمردگی به اوج می رسد . افت هچ بدلیل تلفات جنین های آلوده می تواند اتفاق بیافتد.تشخیص قطعی پس ازمشاهده علائم فوق وتأیید آن از طریق آزمایشات باکتریولوژیک وسرولوژیک امکان پذیراست .
     آسپرژیلوس هم بیماری egg born است ولی ازطریق تخمـدان منتقل نمی شود، بلکه ازراه آلودگی ثانویه پوسته تخم مرغ باقارچ اتفاق می افتد.آلـودگی تخم مـرغ هم می تواند ازبستـر وپوشــال ودان آلوده درگله مـادرناشی شـده بـاشد وهم ازنقص وضعف سیستم بهـداشتی درجوجه کشی . بهـرحـال ‌آسپرژیلوس هم به بیمـاری حـادتنفسی جوجه های جـوان وتلفات شـدید بخصوص درهفته اول منجر  می گردد.
     عفونت بند ناف هم می تواند ازنقص سیستم بهداشتی جوجه کشی بوجودآید . دراین حال عفونت کلی باسیلی ازطریق ناف،جوجه ها را آلوده ومنجربه تلفات10روز اول می شود که اوج آن درروزهای  6 ـ3 قرار دارد.
بنابراین معمولا“ منشأآلودگی سالمونلایی درگله مادر وآلودگی ناف درجوجه کشی است ولی آلودگی قارچی می تواند ازهــردوجا ناشی شـده باشد .دراین صورت اگــر مشکل فقط درجوجه های تولیدی حاصل ازیک گله خاص باشد وسایرگله هایی که تخم مرغشان درهمان جوجه کشی چیده می شودفاقد مشکل باشند، مشکل ازدستگاههاست .ضمن اینکه آزمایشات وکشت قارچی ومیکروبی درهرسه بیماری می توانندمارا درشناسایی وردگیری سرچشمه مشکل یاری رسانند.شکستن تخم مرغ های هچ نشده و مشاهده تلفات جنینی ناشی از رشدقارچ دراطاقک هوایی هم به حدکافی روشنگرریشه آلودگی است . اگراین آلودگی درتخم مرغ های فارم خاصی باشد، طبعا“ جوجه کشی سرمنشأ مشکل نیست وآلودگی ازفارم به جوجه کشی منتقل شده است ولی اگـرآلودگی درتخم مرغ های فـارم های مختلف باشد یا مشکل ازجوجه کشی است یـاجوجه کشی بطـریق ثـانویه ا زطریق فـارم آلوده شـده وبه نوبه خود به آلودگی جوچه های فـارم های دیگر کمک کـرده است .درموردآلودگی ثانویه جوجه کشی، درصورت رعایت ضدعفونی ونکات بهداشتی باید قضیه فیصله یابد ولی اگر آلودگی ازگله مادرشروع شده باشد ، ضدعفونی جوجه کشی درکنترل آن تأثیری نخواهدداشت .
      خلاصه مراحل بررسی وردگیری وازدگی جوجه های گوشتی :
     1 ـ تحقیق صحت وسقم اصل گزارش
     2 ـ بررسی مسائل مدیریتی شامل :
احتمال سرما خوردگی ـ احتمال تشنگی کشیدن ـ بررسی جیره به لحاظ بالانس ومیزان TVN ـ مسائل بهداشتی بخصوص دررابطه با بستر
     3 ـ بررسی مسائل حمل شامل :
تلفات ضمن حمل + میزان شادابی جوجه پس از تخلیه ـ مدت حمل ومسافت آن ـ نحوه بسته بندی وچیدن کارتن ها ـ تجهیزات حمل
     4 ـ بررسی مدت انتظار شامل :
مدت نگهداری درسالن انتظار ـ رطوبت وحرارت سالن انتظار
     5 ـ بررسی مسائل جوجه کشی شامل :
میزان جوجه های حذفی وعوامل حذف ـ میزان افت رطوبت تخم مرغ ـ میزان افت وزن تخم مرغ ـ نتایج کشت های میکربی وقارچی ـ کنترل وضعیت بهداشتی
    6 ـ بررسی گله مادر شامل :
بیمای های گله ـ بررسی جیره ـ بررسی وضعیت بهداشتی گله ـ نتایج کشت ها وآزمایشات سرولوژیک

   1      2      >>